مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
37
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
شيخ صدوق از فاطمه دختر امام على ( ع ) نقل مىكند كه گفت : « آنگاه يزيد ملعون فرمان داد كه زنان حسين ( ع ) را همراه على بن الحسين ( ع ) در زندانى كه آنان را از گرما و سرما حفظ نمىكرد حبس كردند . به طورى كه صورتهايشان پوست انداخت ؛ و هر سنگى را كه در بيت المقدس از روى زمين برمىداشتند در زير آن خون تازه ديده مىشد و مردم آفتاب را ديدند كه بر روى ديوارها همانند ملحفههاى رنگين سرخ شده است ! [ ؟ ] تا آنكه على بن الحسين از آنجا همراه زنان خارج شد و سر حسين ( ع ) را به كربلا باز گرداند . « 1 » نمونهء روايتهايى كه از سرزمين شام نام مىبرد اينهاست : طبرانى از ابن شهاب نقل مىكند كه گفت : « در روز قتل حسين ( ع ) هر سنگى را كه در شام از زمين برمىداشتند زير آن خون بود ! ! - خداى از او خشنود باد » . « 2 » اشاره ابن قولويه نقل مىكند كه امام صادق ( ع ) فرمود : « هنگامى كه حسين بن على ( ع ) به شهادت رسيد همهء آفريدگان خداوند بر او گريستند مگر سه چيز بصره ، دمشق و خاندان عثمان ! » . « 3 » و در بعضى روايات « بنىاميّه » نيز اضافه شده است . « 4 » دليل اينكه بنىاميّه از گريه بر امام حسين ( ع ) استثنا شدهاند روشن است . اينان دشمن خدا و رسول و اهلبيت ( ع ) و دشمن اسلام بودهاند . اينان كسانى بودهاند كه خون امام ( ع ) را ريختند و قتل آن حضرت را شفاى دردهاى خويش تلقّى كردند . چنان كه ابن زياد خطاب به حضرت زينب گفت : « خداوند جان مرا با كشتن سركشان و نافرمانهاى خاندان تو شفا بخشيد » . « 5 »
--> ( 1 ) . امالى صدوق ، 142 ، مجلس 31 ، حديث شمارهء 5 . ( 2 ) . المعجم الكبير ، ج 3 ، ص 113 ، ح 2835 ؛ و نيز ر . ك . ذخائر العقبى ، ص 145 ؛ سبل الهدى و الرّشاد ، ج 11 ، ص 80 ؛ نفس المهموم ، ص 485 . ( 3 ) . كامل الزيارات ، ص 80 ، باب 26 ، حديث شمارهء 4 . ( 4 ) . المنتخب للطريحى ، ص 39 . ( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 115 .